![]() |
![]() |
|
| خاطرات و نوشته ها |
خواستم شعر زیر رو برای بچه های گروه بفرستم که یادم اومد اونها هیچ کدوم دلنگران این نازنین نیستند. خدایا حق کجاست؟ چرا من باید فقط برای اعتراض به یه ناحق کنار آدمهایی راه برم که کمتر از 10 درصد عقیده مشترک داریم؟ چرا؟نه نازنین تو نیستی تو را بهانه کرده اند
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 28 آذر1388ساعت 13:8 توسط فیطان |
|
|
ریجکت شدن همیشه به آدم حس بدی میده خصوصا که پشت سر هم باشه. ولی نکته اینه که خدا تا اندازه ای هست که تو بخوای باشه. و خدا برای هوشمندی و بی هوشی، پول و ناپول، من و تو نیست که بیاد و باشه که هست ، مطلق هست، و این تویی، هوشمند و بی هوش، پولدار و بی پول که تصمیم میگیری چقدر داشته باشیش! و نکته اینه که تو اونو داری و قطعا اون تو رو و نکته اینه که نباید سر این چیزها غصه خورد که باید اعتماد به نفس رو از دست نداد و باز رفت و تلاش کرد. امروز دوم محرمه! سال پیش یادته؟ آره! یادته! میدونم. حالا امیدت پیشته. |
|
+ نوشته شده در
شنبه 28 آذر1388ساعت 13:6 توسط فیطان |
|
|
همش گند پشت گند ، گند پشت گند ، گند پشت گند ....
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 7 آذر1388ساعت 12:6 توسط فیطان |
|
|
اینها کجا گفتن TA کاره .. ؟
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 7 آذر1388ساعت 12:5 توسط فیطان |
|
|
جمله لعنتی همه بدند جز تو
چرا این فکر رو با خودت میکنی بچه احمق؟ چقدر از نق و نوق های همه دنیا خسته ام چقدر از اشتباهاتم خسته ام خدایا یعنی دوستم داری ؟ چقدر اشتباه میکنم چقدر خودخواهم چقدر همش فکر خودمم .. خدایا .. مامان میگه بچه پررو رفته خونه فلانی نشسته میگه قبضهاشم خودش بره ببینه! خب راست میگه .. من اون موقع اون حرف رو زدم چون صرفا از اینکه تنهام کردن ناراحت بودم .. بعد اینکه گفت تهرانه .. گفتم حالا که تهرانه خودشم بره قبض خونشو پرداخت کنه اگه نمیخواد منو ببینه .. هه! اینجوری گفتم که هم یکم ناراحت شده بودم خب! هم اینکه اونها حس کنن که هنوز برام مهمن .. هنوز که بیخبر میان و میرن دلم میخوادشون .. خب! گند خورد .. هه! حالا فسقلی برگشته میگه چرا نرفتی ببینی .. |
|
+ نوشته شده در
شنبه 7 آذر1388ساعت 12:3 توسط فیطان |
|
|
یک سال میگذره ..
یک سال از عرفه پارسال میگذره .. یک سال عمر زیادیه .. و تغییراتم؟ کم .. کم .. جوجو کردم اساسی .. |
|
+ نوشته شده در
جمعه 6 آذر1388ساعت 9:40 توسط فیطان |
|
|
واقعا کیهان مسخره ترین نوشته های دنیا رو داره. انگار که رمان کودکان بنویسه.
تیترهای اول "بازگشت همشهری با حكم قضایی" تیتر اول آفتاب یزد است و "رسانه ها مراقب باشند" به نقل از معاون وزارت ارشاد عنوان اصلی تهران امروز است. "ازدواج موقت راه حل یا راه فرار" تیتر ابتکار است، "برزیل شریک 25 میلیارد دلاری ایران" در صدر گزارش های روزنامه ایران آمده، "مرخصی زندانیان سابقه دار محدود شد" عنوان اول جام جم است، "واگذاری مدارس به حوزه علمیه" در حیات نو منعکس شده است. "هشدار درباره انحصار شبه دولتی ها" گزارش اصلی اعتماد است، " چاره اندیشی برای شبه دولتی ها" عنوان اول دنیای اقتصاد ، "افزایش پنج در صدی نرخ بیکاری" تیتر مردم سالاری است و فرهیختگان در صدر گزارش های خبری خود از "بحران صنعت" خبر داده است. روزنامه جمهوری اسلامی در عنوان اصلی خود از "دیدار مقامات نظامی سعودی و اسرائیل و موافقت اولیه با برکناری رییس جمهوری یمن" خبر داده، رسالت از قول وزیر اطلاعات نوشته "عناصر فتنه با چهره جدیدی وارد صحنه شدند" و کیهان در تیتر اصلی خود به نقل از مجله تایم خبر داده که "سبزهای ایران از آمریکا تقاضای کمک کردند". همه روزنامه ها دارن تو سر خودشون میزنن که بدبخت شدیم. اقتصادمون اینه. دوباره یه عهدنامه ننگین دیگه. اینهمه آدم دارن میمیرن. اینهمه بدبختی ... کیهان مینویسه : سبزهای ایران از آمریکا تقاضای کمک کردند. هه!! یه مشت قاتل که دور هم جمع بشن دیگه توقع دیگه ای ازشون نیست. قاتل که از مرگ طبیعی !!! یک جامعه هم ککی بهش وارد نمیشه!! فقط تو فکر نقشه های خودشه که چطور بیشتر و بیشتر بکشه!! خدا نکنه که دستش هم باز باشه. ایران رنگ قرمز شده! همه ی سردمداراش قرمزن، چون همشون سپاهین!! لعنت به قاتل جماعت. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 4 آذر1388ساعت 7:36 توسط فیطان |
|
|
هر روز به خودم میگم که زندگی امروزه
هر روز بهم میگن که بچه زندگی ته نداره ، همین امروزه اما هر روز تو ذهنمه که فردا بهتره ، امروز دیگه رو هم تحمل کن ، امروز دیگه رو هم برای فردا تلاش کن .... |
|
+ نوشته شده در
جمعه 29 آبان1388ساعت 16:56 توسط فیطان |
|
|
دلم برای بهار تنگه
دلم برای مینا تنگه دلم برای مریم تنگه خدایا با اینهمه دلتنگی چه کنم؟ چی شده زندگیم ؟ دوییدن دوییدن دوییدن و هی سر کوهی رسیدن هی اون کوه رو رد کردن و هی سر کوه دیگه ای رسیدن .... دلم برای ... دلم تنگه .... |
|
+ نوشته شده در
جمعه 29 آبان1388ساعت 16:48 توسط فیطان |
|
|
من از تو توقع دارم که ببینی که دارم تلاشمو میکنم و نشون بدی که میبینی
تو از من توقع داری که ببینم که داری تلاشتو میکنی و نشون بدم که میبینم |
|
+ نوشته شده در
جمعه 29 آبان1388ساعت 16:42 توسط فیطان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| من |
|
1.من ؟
2.گيج 3.شرمنده 4.تو حالا باش .. من حالا هرچي .. 5. ما ؟ 6. مرغ 7. 7 |
| نوشته های پیشین |
|
88/09/01 - 88/09/30 88/08/01 - 88/08/30 88/07/01 - 88/07/30 87/11/01 - 87/11/30 87/10/01 - 87/10/30 87/09/01 - 87/09/30 87/08/01 - 87/08/30 87/07/01 - 87/07/30 87/06/01 - 87/06/31 |
|
RSS
|